معجزه خدا

تلخ و شیرین روزهای انتظار

معجزه خدا

تلخ و شیرین روزهای انتظار

معجزه خدا

این وبلاگ دلنوشته های زنی است که دوست دارد دوباره مادر باشد
دلتنگ روزهای مادرانه است

آخرین مطالب

  • ۱۵ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۵۹ سلام

گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود

يكشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۴، ۰۹:۱۸ ب.ظ


گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود

 گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود

 گاهی بساط عیش خودش جور می شود 

 گاهی دگر، تهیه بدستور می شود

 گه جور می شود خود آن بی مقدمه  

 گه با دو صد مقدمه ناجور می شود

 گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

 گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود                

 گاهی گدای گدایی و بخت باتویار نیست             

گاهی تمام شهر گدای تو می شود…

 گاهی برای خنده دلم تنگ می شود                  

گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود

 گاهی تمام آبی این آسمان ما                           

یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود

 گاهی نفس به تیزی شمشیرمی شود              

ازهرچه زندگیست دلت سیرمی شود

 کاری ندارم کجایی چه می کنی                       

بی عشق سرمکن که دلت پیرمی شود


قیصر امین پور


پی نوشت 1 : نخواست که بشود و نشد .................

پی نوشت 2:بیشتر از این ها باید پخته شوم این را امروز فهمیدم .

پی نوشت 3:ممنون از دعاهای تک تکتان که قطعا برکتش برای ما می ماند به هر شکل که خدا بخواهد.

پی نوشت4: از فردا دوباره من هستم و روزمرگی هایی که باید برای دلم آذین ببندم ، چه خوب که فکر این جای کار را کرده بودم ،کلاس های هنریم را ادامه می دهم ، خدا را چه دیدید شاید روزگاری دلم برای این روزهای پر از فراغت تنگ شد ......................

پی نوشت 5 : رشته ای برگردنم افکنده دوست          می کشد هرجا که خاطرخواه اوست

 

 

۹۴/۰۹/۲۹ موافقین ۰ مخالفین ۰
سحر قریب

نظرات  (۳۸)

سحر عزیزم. دوست ندیده ام که این روزها پای ثابت دعاهایم بودی.
درست میگی 
قدرت خداوند غالب بر همه چیز هست
انشالله که اجابت خواسته ات همین نزدیکی هاباشد.


پاسخ:
ممنونم عزیزم
چه روزهای سختی رو میگذرونیم.خدا به هممون صبر بده.ان شاءالله روزهای خوب درانتظارت باشه سحرجان.چقدر امید داشتیم.چقدر همسرم رعایت غذایی کرد.چقدر دارو خورد.انگشترهای فیروزه...چقدر دعا...ما به ته خط رسیدیم...شب یلدای غم.این روزا دلم خیلی شکسته اگر این دل شکسته قابل باشه دعاگویم
پاسخ:

شبنم جان  خدا صبرش رو می ده مطمئن باش

فقط ان شالا خدا خودش مراقب ایمان همه مون باشه نکنه وسوسه های شیطان تو روازی سخت دلمون رو بلرزونه

زبانم ازگفتن هر حرفی بازمونده..
هیچ چیزی نمیتونم بگم که تسکین دل دردمندت بشه سحرجان..
منو ببخش
پاسخ:

ممنون عزیزم

چیزی که خدا بخواد کاریش نمی شه کرد می شه؟

دلم میخواست این پست پر از شادی باشه اما نبود.خیلی چیزها خواستم بنویسم اما فکر کردم که مناسب نیست.فقط خواستم بگم که همه ما در درجه اول درمورد خودمون مسئولیم پس حتما تو این روزها خیلی بیشتر هوای خودتو داشته باش سحرجان که این موضوع به خودت بیش از حد لطمه نزنه.من هم مثل یک دوست اول برای آرامش و سلامتی خودت و بعد هم برای رسیدن به آرزوت برات دعا میکنم.
پاسخ:
ممنونم سمیه جان  دیگه هر چه پیش آید خوش آید
بعصم گرفت دردم اومد....مطمئنم یه چیزه بهترازنتیجه مثبت بهتون داده......خیلی حرفاتون ارامش بخش بود الهی دلتون ارام
پاسخ:
ممنون عزیزم ، مگه می شه نداده باشن می شه؟

سلام دوست عزیزم


خداوند خودش فرموده که:

چه بسا چیزی را دوست نمیدارید و آن برای شما خیر است

و چه بسا چیزی را دوست میدارید و آن برای شما شر است


خدا خودش میدونه داره چه کار میکنه

ولی ما ها عجوووول و فقط میخواااایم


خودش مراقب دلهای شکسته ما هست

خودش همه دردها و حسرت های ما رو می بینه

خودش همه نیش و کنایه ها رو میشنوه


و از همه مهم تر... خودش همه چیزو حساب میکنه



پاسخ:

ممنون زهرا جون الان به این جور پیاما خیلی نیاز دارم

دستت درد نکنه

سلام سحر جان نمیدونم چی بگم باور کن از صبح میومدم اینحا با بسم الله صفحه رو باز میکردم چه میشه کردتوکلت به خدا باشه امیدوارم بتونی با شرایط کنار بیایی ودوباره از صفر شروع کنی خواهرجان 
پاسخ:
با شرایط که کنار اومدم دیگه ولی خدا پولش رو برسونه از صفر شروع کنیم
چه روزی بود امروز.دوستم برای بار دوم سقط کرد و
سحر عزیزم.زبونم قاصر نمیدونم چی بگم به اون دوستمم نمیدونستم چی بگم فقط گفتم خودمم درد انتظار و  سقط کشیدم میدونی هیچی ارومت نمیکنه آدم بعضی وقتا فقط سکوت میکنه..حکمت یه چیزایی درک نمیکنه
اما شما سحر عزیز خیلی قوی هستی و خیلی معتقدی.برات ارامش دعا میکنم
برامون دعا کن 
پاسخ:
ان شالا خدا خودش به همه کمک کنه
ای دوست قبولم کن و جانم بستان
مستم کن و از هر دو جهانم بستان

با هر که دلم قرار گیرد بی تو
آتش به من اندر زن و آنم بستان

خداوند آرام دلت باشد.باز هم دعایت میکنم .دعا برای آرام دلت
پاسخ:
ممنون خواهر جان
خیره ان شا الله..هرچه خدا..
پاسخ:
ممنون
سحرجونم واقعا درست میگی
رشته ای بر گردنم افکنده دوست میکشد          هرجا که خاطر خواه اوست
کاش میل دوست با آرزوی ما یکی بشه.خیلی ناراحتم برای قلب شکستت عزیزم
پاسخ:

ناراحت نباش مهدیه جون من حالم خوبه فقط دارم به آینده فک می کنم

امروز بعد از مدت ها بی حالی و بی قراری ، گفتم یه دستی به سر و روی خونه بکشم

گفتم نه ...
اول بیام بلکه سحر ، پست جدید گذاشته باشه ....

بازم دست و دلم به کار نمیره که نمیره
چیزی ندارم بگم ، که بهتر از دونسته های خودت باشه
به احترام دل درد مندت سکوت میکنم ...
پاسخ:

واقعیتش اینه که من دیگه یادگرفتم با خودم کنار بیام الانم فقط به فکر آینده ام اگه اطلاعاتی داری که فک می کنی مفیده ممنون می شم برامون بذاری

عجب صبری داریم ما . باز هم شکر خدا هر چه خدا بخواهد راضی هستیم . حتما حکمتی در کار است . دیروز رفته بودم نتیجه ماموگرافی و.....  رو نشون دکتر بدم . کلینیک میرم خیلی شلوغه . یه خانم 46 ساله سر صحبت رو باز کرد و حرف زد و حتی گریه کرد . تا الان که بیشتر دکترا و جاهای مختلف رفتم هیچ وقت این اندازه ناراحت نشده بود که برا این خانم ناراحت شدم . یه جورایی دلم براش شکست تا اومدم خونه هنوز تو ذهنم بود . ان شاءالله که خدا گره از کار هممون باز کنه . سحرجان خیلی ناراحت شدم میشه گفت دلم شکست . چقدر خوب میشد ماها هم بی دردسر بچه دار میشدیم . ان شاءالله به زودی زود طبیعی باردار بشی . و تمام این سختیها از یادت بره . الهی آمین 
پاسخ:
آره آدم دلش برا اونایی که دیگه باید مادربزرگ بشن ولی هنوز در حسرت مادرشدنن خیلی می سوزه البته بعضی هاشون هم متاسفانه فرصت ها رو از دست دادن  مثل اون خانومی که با من انتقال داشت و می گفت از 26 سالگی که یه میکرو ناموفق داشتم دیگه ولش کردم تا الان که باز اومدم
صبرت ستودنی است...چه نگاه زیبایی داری
پاسخ:
خواهش می کنم عزیزم

برات تو این روزهای سخت، دنیا دنیا آرامش و تسلیم در برابر اراده خداوند آرزو می کنم. هر چند خودم تجربه شو دارم و می دونم که خیلی سخته تو این شرایط بودن و شکرگزار بودن. شاید مثل شعار باشه. اما وقتی به کوچیکی خودمون تو این دنیای به این بزرگی نگاه کنیم و به اینکه مگه ما چند سال در برابر این تاریخ بی نهایت می خوایم زندگی کنیم و اینکه اونهایی که 10 تا 10 تا بچه داشتن هم هیچ نام و نشونی ازشون نمونده شاید کمی تو سختیها صبرمون بیشتر بشه.

دعا می کنم که این روزهای سختت کوتاه بشه و فاصله ت تا رسیدن به آرزوت کمتر. انشاالله

سحر عزیزم درکت میکنم

دوباره از صفر شروع کردن سخته ولی شدنیه

خودت را محکم از نو بساز  و دوباره از نو شروع کن

روزهای سخت از ما آدمهای سخت میسازن .ولی اونقدر سخت نشو که بشکنی.

کتاب سنگی بر گوری جلال را دوست داشتم

و به جلال فکر میکنم و سیمین و اینکه دغدغه ای شبیه دغدغه های  این روزهای من و تو

و اینکه نام جلال و سیمین را خیلی بیتر از کسانی میشنوم که به قول دیگران برای خودشان عقبه ای دارند

آغاز راه زندگیت خودت باش نه کودکی که فکر میکنی اگر بود شاید.....و اما.....

برای دلت دعا میکنم
باور نمیکنی چقدر ناراحت شدم و یاد اون زمانای خودم افتادم و الان که به دخترم شیر میدم برای همه هم دلهای خودم دعا میکنم ☺️😂😂
۰۱ دی ۹۴ ، ۰۹:۰۴ روزنگار فرشته
سحر جان با همه وجود درکت میکنم....من هم بارها طعم تلخ‌ آزمایش منفی رو چشیدم....و از اون تلخ تر سختی ها تخمک و جنین اهدایی و حس کردم...عزیزم میدونم چقدر رزوهای سختی رو میگذرونی.....اما خودت بهتر از من میدونی که خدا خیلی بزرگه و خیلی مهربون....و یه روزی روزهای انتظار توهم به پایان میرسه
خدا صبرت بده خواهرجان.
درکت میکنم. حس این روزهات شاید مثل حس یک ماه پیش منه. با این تفاوت که من باید درد جسمی هم میکشیدم.
چه میشه کرد.
امیدوارم آینده برامون زیباتر و بهتر از الآن باشه.
سلام سحر جان ، دلم گرفت ...در واقع ریخت پایین آخه منم منتظرم تو همون روزای برزخی

میشه با دل شکسته ات برای من دعا کنی؟
شنبه IUI کردم برای بار دوم امثال
خیلی محتاج دعام 
۰۱ دی ۹۴ ، ۲۱:۳۳ ✿✿ یاشل ✿✿
چقدر دلم گرفت.لعنت به این زندگی.خسته شدی حتما
غصه نخور یه روز میشود که میشود که میشود
پاسخ:
دلداریت به دلم نشست  نمی دونم چرا ممنون عزیزم
سحر عزیزم نمیدونم چی بگم تا تصلای دل شکستت بشه ، بغض داره خفم میکنه حالت رو میفهمم حالی که خودم دو ماه پیش داشتم و اثارش رو هنوز دارم ، خدایا زبانم قاصر است از آنچه تو آگاهی و من نمیدانم................
سحر جان. 
خدا صبر بده بهت و توان دوباره برای شروع مجدد.
ولی اینبار خواستی شروع کنی ابن سینا نرو گلم. اونجا خیلی درهم بر همه.
من خودم بعد از 5 بار تلاش ناموفق بالاخره پیش دکتر سهیلا عارفی نتیجه گرفتم. دگتر خوبیه و دقیقه. 

۰۲ دی ۹۴ ، ۱۸:۲۰ زهرای سعید
یعنی تمام ؟ این آخرین بار بود ؟
پاسخ:

تا آدم زنده است هیچ چی تموم نمی شه تا خدا چی بخواد

سحر عزیز
بدون اینکه بشناسمت برام عزیزی چون وقتی بلاگت رو پیدا کردم که دنبال معجزه خدا بودم و وقتی تایپش کردم گوگل بلاگ تورو آورد.
من می دونم که خدا حتما بهترین ها رو برات می خواد چون نه تنها صبر و توکل داری بلکه امثال منم میان و می خونن نوشت هات و نمونه عینی توکل و نشونشون می دی خدا به حق همین نوشته هات که به آدمای رندوم امید وایمان دوباره می ده چیزی رو بهت میده که به صلاحت هست و ان شا اله که همون چیزی باشه که خودتم می خوای
من ایمان دارم خدایی که خالق و ناظر هست دعاهات رو می شنوه و روزی می رسه که سرشار از حس سپاس گزاری می شی طوری که حتی سجده های شکرم آرومت نمی کنه به امید اون روز  عزیزم
۰۳ دی ۹۴ ، ۱۵:۴۱ زهرابانو
منم منفی..
دعا..
مدتی هست چراغ خاموش میخوانمت اما این بار خواستم چیزی گفته باشم به نیت مرهم بودن نه نمک بر زخم پاشیدن
میشود ادم منتظر باشد اما زندگیش هم خالی نباشد.به فرزند خوانده داشتن فکر کردی ؟ با همه ی مشکلاتی که نسبت به فرزند داشتن دارد اما زیبایی هایی دارد که با لطف خئاوند زندگی را پر میکند.می شود نا امید از درمان خود نبود اما بهترین سال ای زندگی را هم در حسرت به سر نبرد .اگر نتیجه داد که چه بهتر و اگر نه که ثمره ی زندگی ات را داری . و مطمین باش که خدا خودش حواسش به دل همه هست کمک میکند
حقیقتش نظر را که ثبت کردم سنت را ندیده بودم
تو هنوز خیلی فرصت داری .فرصت برای به معنای واقعی مادر شدن. حتما برایت دعا می کنم.تو مادر می شوی همان طور که می خواهی
سلام سحر جون خوبی عزیز عیبی نداره باز هم خدا راشکر انشالله خدا گره از مشکله همه ما باز کنه امیدوار باش 
سحر عزیزم، کاش هیچ وقت این پست رو نمی ذاشتی و به امید پایان خوش انتظار سبزت. به قول سهراب اندکی صبر سحر نزدیک است :*
سلام خواهر جان کاش از حال و هوایت می نوشتی نگرانیم برایت
سحر جان من معمولا وبلاگت رو دنبال میکنم و میخونم اما زیاد پیام نمیذارم. واقعا حرفات از دل بلند میشه که به دل همه ما منتظرا میشینه. عزیزم دلم میخواست اینبار نتیجه مثبتت رو ببینم اما چه کنیم که مصلحت خدا چیز دیگه ایه. همدرد خوبم شاید الان وقت این حرفا نباشه اما من میگم شاید روزی بهشون فکر کردی و تونستی بهتر تصمیم بگیری. نمیدونم روند دقیق درمانت چی بوده و تا چه حد بررسی کردی که چرا بار اول مثبت شدی ولی بعدش سقط شد! چرا دفعه دوم عزیزت رو توی 5 ماهگی از دست دادی و چرا دوباره و دوباره انتقال دادی و نشد! اما من یه حدسایی با توجه به تجربیاتم میزنم. اینکه احتمالا یه مشکلی توی بدن خودت هست مثل مشکل ایمنی یا انعقادی که باعث میشه بدن جنین رو پس بزنه اما جنین میگیره اما نمیتونه به رشد خودش ادامه بده. هر وقت احساس کردی که میخوای دوباره شروع کنی و یا حس و حالش رو داشتی که پی این ماجرا رو بگیری به این تاپیک یه سری بزن
http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=1198642
خیلی ها اینجا بودن که با همین حرفایی که برات زدم بعد چند بار نتیجه گرفتن
خود من هم این مشکلات رو دارم و حالا پی درمانشونم
محتاج دعای خوبتم
خدا پشت و پناهت
سحرعزیزم

کاش بیای وبنویسی..
سلام سحر جان خیلی ناراحت شدم وقتی فهمیدم که آزمایشت منفی شده نگران نباش خواهر جان منم دقیقا یک ماه قبل از شما آخرین بسته جنین های فریزیم رو انقال دادم با وجود اینکه خراش اندومتر رو انجام دادم ولی آزمایش ابتدا منفی شد و بعد از 3 روز مثبت شد و من تا خواستم خوشحال بشم که متاسفانه آزمایش دوباره افت کرد و دنیای خیالی منم آوار شد و مجبور شدم داروهامو قطع کنم تا سقط بشه.
و الان فقط از خدا میخوام که اگه قسمتمون هست خودش برامون کاری کنه چون غیر از خدا از  دست هیچ کس کاری برامون ساخته نیست .
۱۹ دی ۹۴ ، ۰۰:۳۳ زهرای سعید
سحر جان خوبی ؟
سحر عزیزم
دلتنگ خودت ونوشته هایت هستیم
سحر عزیز سلام
امشب خیلی اتفاقی به وبلاگت رسیدم. با اینکه کار داشتم، اما همه وبتو خوندم. داستان زندگی من از شما خیلی متفاوته. اما منم تلخی و ناکامی رو کم تجربه نکردم. خیلی طول کشید تا به این نتیجه رسیدم که هر اتفاقی که برای ما میفته حتما حتما حکمتی داره. امیدوارم که یک بار دیگه برای اولین و آخرین بار تلاشتونو بکنیدو نتیجه بگیرین
دیگه نمی نویسی؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی