معجزه خدا

تلخ و شیرین روزهای انتظار

معجزه خدا

تلخ و شیرین روزهای انتظار

معجزه خدا

این وبلاگ دلنوشته های زنی است که دوست دارد دوباره مادر باشد
دلتنگ روزهای مادرانه است

آخرین مطالب

  • ۱۵ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۵۹ سلام

پرده چهاردهم

شنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۳۱ ق.ظ

این بار همه چیز رنگ غم دارد ،از ایستگاه راه آهن گرفته تا کوپه های قطار و ایستگاه مترو و درب ورودی کلینیک ابن سینا ،همه چیز یادآور تلاش های به سرانجام نرسیده و شوق و ذوق های در نطفه خفه شده است .دلم برای این همه سختی که هیچ گاه به راحتی نرسیدند می سوزد. اما درست همان لحظه که بسم الله می گویم و با پای راست وارد کلینیک می شوم به چشم بر هم زدنی حالم دگرگون می شود دوباره پر از شوق و اشتیاق می شوم و امید به روزهای خوش در راه مرا به وجد می آورد اصلا مطمئنم که در ورودی تمام مراکز ناباروری فرشته های خدا توشه ی امید روزی می دهند وگرنه این همه درد و رنج و درمان های پرهزینه که سلامت جسم و روح را به خطر می اندازد اگر می خواست فقط با احتمالات پزشکی ادامه پیدا کند قطعا خیلی ها پشیمان می شدند و برای همیشه بر می گشتند اما همان خدایی که اراده کرده امثال ما طعم تلخ انتظار را بچشند خودش هم حواسش به ما هست و رزق امیدواریمان را قطعا بیشتر از بقیه مردم داده وگرنه زن و شوهر هایی که سال هاست پس انداز های نداشته زندگیشان را برای سه نفره شدن وسط گذاشته اند و بارها و بارها طعم شکست را چشیده اند سر از مراکز ناباروری در نمی آوردند.

این بار چهره های کارکنان و پزشکان همه آشناست و من هم واردتر شده ام دوباره پول را واریز می کنم و در صف انتظار می نشینم ،باز هم به صورت تصادفی مرا به اتاق یکی از پزشکان می فرستند، پزشک جوانی که نمی دانم درست وحسابی دوره درمان های پبشرفته نازایی را گذرانده یا نه ؟ حداقل چهره نسبتا جوانش و شماره نظام پزشکی چندین رقمی اش که این را نشان نمی دهد !!!

قضیه انتقال دفعه قبل و پایین آمدن تیتر بتا را که برایش می گویم چشم هایم خیس می شود و او هم دلداریم می دهد که این نشانه آمادگی بدنت برای بارداری است و این کمی آرامم می کند.

پرونده ام را که باز می کند قبل از هر چیز تعداد فولیکول های زیاد دفعه قبلم که فقط سه تایشان تخمک داشتند توجه اش را جلب می کند آنقدر برایش عجیب است که با همکارش هم مشورت می کند .، بین دو پزشک جوان حرف هایی رد وبدل می شود به پرونده ام نگاه می کند و می گوید: وضعیت شوهرتان طوری نیست که بتوانیم ریسک کنیم ، باید احتمال هر گونه خطا و اشتباه را برای سیکل بعدی به حداقل برسانیم آزمایشی برایتان می نویسم که یکی از فاکتور های ژنتیکی را در خونتان مشخص می کند ،بهتر است بعداز انجام این آزمایش سیکل را شرو کنیم و اگر جواب آزمایش مشکلی را نشان داد گزینه ی بعدی استفاده از تخمک اهدایی است ، هزینه ی  آزمایش نسبتا بالاست اما نه بالاتر از هزینه هایی که اشتباه احتمالی در سیکل بعدی می تواند به همراه داشته باشد ونکته دیگر این که این آزمایش فقط در یکی از آزمایشگاه های تهران انجام می شود ..........این ها را می گوید و می گوید یک لحظه تصور می کنم خداوند بدون تخفیف دارد تمام مشکلات دیگران را روی من امتحان می کند !!!خدایا تا دیروز بحث مان اسپرم اهدایی بود حالا چشممان به جمال تخمک اهدایی هم روشن می شود ، اما توی این راه آنقدر قوی شده ام که سریع خودم را جمع می کنم و در برابر دستور دکترها و بالاتر از آن اراده  پروردگارم تسلیم می شوم .یکباره یادم می افتد که امروز پنج شنبه هست و من هستم و تهران و تنهایی و غربت و تنها آزمایشگاه مورد نظر هم احتمالا امروز زودتر تعطیل می شود. به همه این ها اضافه کنید که بعد از ظهر بلیت قطار دارم و باید سریعتر خود را به راه آهن برسانم.این می شود که با معتبر ترین آزمایشگاه شهر خودمان تماس می گیرم و پرس و جو می کنم مسئول فنی آزمایشگاه اطمینان می دهد که با تهران مکاتبه و ارتباط دارند و اگر نیازی باشد نمونه را به آزمایشگاه مورد نظر پست می کنند و جواب را دریافت کرده و تحویل می دهند. تن خسته و مضطربم بیش تر از این نمی کشد و این می شود که به همین حرف مدیر آزمایشگاه دل خوش می کنم و برمی گردم .

هنوز خستگی سفر از تنم نرفته که با آزمایشگاه مورد نظر تماس می گیرم ، پرس و جوها که دقیق تر می شود می فهمم که حرف های دیروزشان فقط بازار گرمی بوده وگرنه آنقدر ها که ادعا می کردند کاری از دستشان بر نمی آید. البته آزمایشی هم که برایم نوشته بودند آنقدر نادر بود که حتی وقتی از پیشرفته ترین مراکز ناباروری هم تلفنی پرس و جو کردم اطلاعی از آن نداشتند این می شود که تن رنجور و خسته ام همان شب دوباره مهمان صندلی های قطار می شود. انگار نه انگار که یک زن تنها دارد دریک هفته چهار بار مسیر 800 کیلومتری را سفر می کند ، حداقلش مطمئنم که این کار از زنان هم سن و سال اطرافم بر نمی آید !!!، اما انگار خدایی که این مشکلات را سر راه ما قرار داده طاقت و توانش را هم روزیمان کرده ،و یادم نمی آید حتی شکوه ای کرده باشم .جواب آزمایش حدود یک ماه و نیم بعد آماده می شود و این در حالی است که در همان ویزیت اول قرص ال دی را برایم شرو کرده اند و سیکل درمان شرو شده است .و باید روز دوم یا سوم دوره بعدیم برای ویزیت مجدد مراجعه کنم .

همان روزهاست که به عروسی یکی از نزدیکان دعوت می شویم با یک حساب سرانگشتی روز عروسی با روز احتمالی عمل پانکچر یکی می شود ، این مسئله و همینطور آماده نشدن جواب آزمایش ژنتیک باعث می شود که علی رغم برنامه ریزی هایمان آن سیکل را از دست بدهیم و عملا برخلاف میلمان کارمان به ماه رمضان بیفتد .

ماه های فصل بهار یکی یکی ازما عبور می کنند و چند روز مانده به تابستان رسما سیکل دوم درمان شرو می شود ، این دفعه بخت یاریمان می کند و اولین ویزیت را یکی از معروف ترین والبته مجرب ترین پزشکان کلینیک انجام می دهد ، با یک نگاه ساده از آزمایش ژنتیک عبور می کند جوری که به نظر می آید اصلا نیازی به آن نمی دیده و موردی را که در سیکل قبلی برایم پیش آمده بود را یک اشتباه پزشکی می داند و بس ،و من نمی دانم از این حرفش خوشحال باشم یا ناراحت ،به هر حال این نیز بگذرد همان گونه که گذشت.

با شروع رسمی سیکل دوم درمان دوباره ما هستیم و آمپول های متفاوت و گران قیمتی که خوشبختانه به لطف سیاست های افرایش جمعیت این بار بیمه هم سهمی از آن را قبول می کند،و سفر های مکرر و ویزیت های پی در پی و  سونوگرافی های متعدد برای بررسی تعداد فولیکول ها و اندازه هایشان و مسیری که آخرش را فقط خدا می داند و بس....

پی نوشت :یکی از نقاط عطف داستان زندگیم همین مطرح شدن بحث تخمک اهدایی بود با آن که انصافا ترسی از استفاده از اهدا نداشتم اما اعتراف می کنم که عجز و ناتوانیم را خوب نشانم دادند.

پی نوشت: خدای مهربانم امشب می توانست بهترین شب زندگیم باشد ، دل من بیشتر از هرزمانی این روزها بهانه می گیرد،معنای حکمتت را نمی فهمم کمکم کن که دنبال سر در آوردن از کارهایت نباشم که تو دانای مقتدر و توانایی.

پی نوشت : دوستان سال نو مبارک ،لحظاتی سرشار از آرامش را برایتان آرزومندم

 

۹۴/۰۳/۰۲ موافقین ۰ مخالفین ۰
سحر قریب

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی